تبليغاتX
™ ( (سمپاد آمل) ) ™

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

وبسایت رسمی دبیرستان های شهید بهشتی و فرزانگان آمل

روز کنکور...

به نام حق به نام خالق دوستی ها

سلام به تمامی شما دوستان گل و نازنینم

امیدوارم حال همتون خوب و اوقات به کامتون باشه

بله دیگه بالاخره ما هم راحت شدیم البته نه من همه ی کنکوری های گل که قربون همشون برم امیدوارم همگی موفق باشن(هرچند نمیشه)راحت شدن.

امروز صبح یکی از بهترین روزای زندگیم بود هم آرامش توپی داشتم هم سرحال آزمون دادم.

امروز می خوام یه فلش بک به ایام گذشته بزنم یعنی روزایی که تک و تنها تو این وبلاگ بودم، یکی از همون روزا بود که صبح اومدم مدرسه دیدم ممس میگه رضا بیا که بیچاره شدیم ما گفتیم چی شده باشه دیدیم بله مدیر مدرسه عکس و کلیپ و... هرچی که راجع به خودمون رو تو سایت گذاشتیم رو دیده و ما رو خواسته رفتم بالا پیش آقای نصیریان گل(مسئول پرونده)دیدم میگه از اداره اطلاعات دنبالتونن که اینا رو نوشتین باس همین امروز هرچیو که نوشتین باس پاک کنین منم پیشم خودم گفتم ذکی امرا اینهمه ننوشتم که پاک کنم پس باس بزنم زیرش آقا زدم زیرش ولی چاره نکرد ما رو بردن پیش مدیر ...

اونم پاچمونو گرفت که دیروز تمامی ادارات دولتی بسیج بودن شما رو بگیرن(تمامی کارای ایران تموم شده بود منتظر بودن ما رو بگیرن)داش ممس که پر شد و خودم بهش گفتم همه چیو بنداز گردن من.

اونم این کارو کردو منو بردن، یه روز کامل کلاس نرفتیم جاتون خالی مدیر گفت از حراست استان دنبالتونن و شما باس اینا رو پاک کنین منم گفتم نمی کنم اونم قاط زد گفت تکلیفت رو فردا آموزش پرورش معلوم می کنه.

فردا ما نرفتیم بعد پس فردا اومدیم مدرسه دیدیم بچه ها می گن برو اوضاع کیشمیشیه ولی نرفتم و ایستادم مدیر اومد و گفت دیروز جلسه بود آموزش پرورش ما ازتون دفاع کردیم مسئله حل شد فقط قرار شد شما اونا رو پاک کنین منم گفتم از اول گفته بودم من این کار رو نمی کنم اونم گفت برو سر کلاس درست می کنیم.

فردا رفتم آموزش و پرورش دیدم جلسه سیخی چنده؟؟،تحت تعقیبیم چیه؟؟،دنبالمونن کی گفته؟؟و... تازه گفتم از کدوم مدرسه اومدم کلیم تحویلمون گرفتن.

این شد که ما پا این وبلاگ ایستادیم

بهناز خانمم اگه خودش صلاح بدونه میگه ولی همین قد بدونین آدمای بی جنبه تو این شهر خیلین که مخصوصا با من مشکل دارن و داش ممس گل منم که گفت ما با هم شروع کردیم اگه این نباشه منم نیستم این طوری بود که من ماندم تنهای تنها...

ولی خوشبختانه الآن تیم مثل قبل شده(هنوز قوی تر) و قول میدم همتون با این گروپ حال کنین.

از امروز ما تو آزادی مطلقیم و شبانه روزی منتظر نظر ها و پیامک ها و تماس های شما هستیم در ضمن هر کی مطلبی هم برای درج در صفحه اول داره بده تا با اسم خودش براش بزنیم.

شماره ها هم گوشه وبلاگ هست(لطفا دقت فرمائید)

به یادتان هستیم،به یادمان باشید(به اقتباس از کتاب های اندیشه سازان،،،،انقد کتاب خوندیم شبیه کتاب شدیم)

در ضمن زیر قولمم نزدم

موفق و پیروز و سربلند باشید

کوچیک تک تک شما

رضا حسین زاده

یاحق.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 18:32  توسط   | 

کـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــارنامه

ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام به همه دوستای گلم...........

خوبین ؟ خوشین ؟ خوش می گذره؟؟؟؟

اول از همه به همه ی کنکوریهای عزیز از جمله آقا رضا خسته نباشید می گم و براشون آرزوی موفقیت می کنم که تا چند روز دیگه باس سرنوشتشونو رقم بزنن.

دوم به محصلها هم خسته نباشید می گم که دارن تو بیکاری غرق می شن و از تعطیلات لذت می برن!!!

سوم ................آها سوم دیگه باس بریم سر اصل مطلب ........................

اصل مطلب چیه؟؟؟؟!!!!!!!!! خوب دیگه کـــــــــــــــــــــــــــــــــارنامه ...........که هر چی میکشیم از دست همینه ......................

به زور مامانه رو راضی کردم 1 هفته تهران بمونیم که کارنامه رو نگیرم فعلا ..........

باباهه از اون طرف رفته کارنامه رو گرفته تلفنی ریز نمره می ده.................

اه...............

واقعا اینجاست که میگن دبیر عقده ای زهرشو می ریزه!!!!!!!!!!!!!

یکی از دبیرامون که با کلاس ما مشکل داشت و از ظواهر هنوزم داره  بالاخره عقدشو خالی کرد!!!!

تو طول مدرسه که هر چی می خواست از بدو ورود بارمون می کرد آخر مدرسه هم که...........

به همه ی تجربیها که ما باشیم مستمر کم داد ............................

ورقه ما رو جوری تصحیح کرد که 1 بالا 19 هم نداستیم.........................

یکی تو کلاس ما مستمر می شه 16!!!!!!! یکی از ریاضیها که از هر نظر به گرد پای اون هم نمی رسید مستمر می شه 19!!!!!!!!!!!

آخه شما به این می گید چی؟؟؟؟؟

عدالت؟؟؟؟؟؟؟ یا عقده؟

ما که اجازه نداریم چیزی بگیم هر چی بگیم بر ضدمونه .............. دیدید که من هیچی نگفتم!!!!

قبل امتحانا به اون معاون .... اعتراض دبیر رو کردیم

بهش گفتیم تا بعد دادن کارنامه بهش چیزی نگو .........

اونم مثه گاو...........البته دور از جون گاو!!!!!!!!!!! همون روز گذاشت کف دست دبیر .........

دبیرم نکرد نامردیو.............اینه حال و روز ما...................

به درک حالا خدا کنه دیگه سال بعد دبیرمون نباشه!!!!!!!!!!!!!! بقیش مهم نی!!!!!!!!!!!!!

این معاونمونم ( سرکار معادی) اخراج بشه نه من نه هیچکودوم از تجربیها هیچ مشکلی نداریم!!!!!!

این از این

فکر کنم یه کم زیاده روی کردم.....................

الانه که آقا رضا پروندمو بزاره زیر بقلمو................شوت..........اخراج...........

برم تا بیشتر از این از خوبیهای!! پرسنل مدرسه نگفتم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

روزگار یارتون

+ نوشته شده در  دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 16:41  توسط   |