تبليغاتX
™ ( (سمپاد آمل) ) ™

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

وبسایت رسمی دبیرستان های شهید بهشتی و فرزانگان آمل

چه عاشقانه زیستم.......چه بی صدا گریستم

به نام حق به نام عشق عاشق***به نام تک گل هستی.....

 

با سلام خدمت تمامی شما بازدیدکنندگان محترم سمپاد آمل

در ابتدا پست از تمامی نویسندگان خواهشمندم به احترام خانم عربی تا یک هفته پست دیگه ای ندهند.

جریانات مبهم اخیر کمی تا حدودی وحشتناک و تکان دهنده بود امیدوار بودیم موضوع شوخی بی مزه ای باشد و بس اما....اما غافل از اینکه این شوخی تا آنجایی پیش رفت که مسلما دخترکی جوان در گوشه ی اتاقش به جای تمرکز روی درس خود به این می اندیشید که فردا صبح چگونه در روی همکلاسی ها و هم مدرسه ای هایم نگاه کنم؟؟روز های آینده چگونه با دیدن پسران گروه و آشنایان مستقیم در چشمهایشان نگاه کنم؟؟چگونه می توانست خود را از این اندیشه های پوچ و تو خالی آزاد کند؟؟

با اینکه این موضوعات به هیچ عنوان حقیقت نداشت و حتی همه هم می دانستند اما چگونه می توانست نگاه های خاص اطرافیانش را تحمل کند؟؟

مطمئنا بسیار سعی کرد خود را نسبت این مسائل به وجود آمده بی خیال نشان دهد اما همه می دانیم از درون سوختن یعنی چه!!!

حتی در متمدن ترین و آزاد ترین کشور های دنیا نیز ورود به حریم خصوصی و زدن تهمت ناروا و بردن آبروی آبرومندی بالا ترین جرم هاست این دیگر دین نیست که بگوییم دین گریز شدیم این عقل است حکم منطقی آن...

چقدر ساده و آسان دست به هر کاری می زنیم که در آن چیزی جز ریا و نیرنگ و پوچی نیست!؟!؟!؟!؟

و حتی کار به جایی میرسد که باید با این کامنت مواجه شویم :

{{{

وخدایی که در این نزدیکی ست....
از زمان های دور ترفندی وجود داشت:
همیشه آدمهای پست و نامردی بودند که بخواهند افرادی را که مورد اعتماد دیگران هستند را خراب کنند.
اما واقعیت را نمیتوان با لجن نامردی پوشاند.پس کسی حقیقت را نمیبیندو دروغ را باور میکند که تا گردن در مرداب فرو رفته باشد.
واقعا متاسفم,که فهمیدم هنوز هستند افرادی که از توی مرداب به بیرون نگاه میکنندو همه را مثل خودشان میبیند و سعی دارند با بی اعتبار کردن دیگران خود را بیرون بکشند.
واقعا متاسسفم که سکوت من مهر تاییدی شد به دروغهای شما.سکوت کردم چون فکر نمی کردم که حرفهای بی اعتبار از طرف افراد بی اعتبار تر برای کسانی که درک دارند و من را می شناسند,مهم باشد.
اما مینویسم تا تاسفم را ابراز کنم به افرادی که دروغ برایشان معتبرتر از حقیقت است.
واقعا متاسفم که ارزشهایی مثل غیرت و حرمت و... دیگر بین ما نیست.
امیدوارم به خودتان بیایید و بدانید که ادامه ی این بازی ها نتایج خوبی ندارد.
و من از ته دل خندیدم به کسی که این دروغ ها را از روی حماقت باور کرد و برای من تاسف خورد!!!!!
آقای حسین زاده لطفا بذارید همه این نظر را ببینند.
من از این به بعد هرگز به این وبلاگ نمی آیم.و هر چه بگویند دیگر هیچ اهمیتی ندارد.

}}}

و عمق اندوه نوشته را هر کسی به آسانی می تواند درک کند و نیازی به توصیفش نیست!!!

خطاب به آنکه این آتش را افروخت:

کاری به دین ندارم ولی عقل و منطق را برای استفاده بهینه دادند نه برای مصارف بیهوده اگر توانگری توانایی ات را در سمت و سوی + به کار گیر تا مورد ستایش همه قرار گیری نه غضب و نفرین و لعین همگان

پوست انسان نمای خود را خوب انداختی و گرگ صفتی خود را خوب نشان دادی درود حوریان نفرین شده سراسر بر توباد!.!.!.!.!.

تا کور شود هر که در او غش باشد...

----------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اولین بار که این حس در وجودم ریشه دواند

                      آن را در عمق چشمان سرد و بی روح

       دخترکی جوان دیدم

                                                            که با تمام وجود خود سعی می کرد

                    تا آن را از من بپوشاند که مبادا آسمانش بلرزد

       اما ندانست آنگاه که به چشمانش خیره شدم

                                                                              نوعی صداقت و معصومیت مرا به او جذب کرد

        که عمق نگاه زیباش را کسی جز من درک نکرد

                                       آن حس چیزی جز عشق نبود....

سرفراز باشی ای میهن من

یاحق.

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم بهمن 1388ساعت 2:51  توسط Dangereza  | 

بیانیه اول سمپاد آمل از طرف مدیریت سایت

بسم الله الرحمن الرحیم

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تک تک شما بازدیدکنندگان محترم

در طی هفته گذشته و این چند روز متاسفانه چیز هایی رو دیدم که به نظرم واقعا به معنای واقعی فاجعه بود،گرگ صفتانی را دیدم در لباس فرزندان مسجود آدم که به هتک حرمت و پرده دری ها و نمک دان شکستن ها دست زدند.

تمامی ماجرا از نظرات فردی ناشناس با نام مستعار ورونیکا شروع شد که باعث شد تنش هایی ایجاد شود ولی سرانجام به روشن شدن برخی مسائل انجامید،در اینجا بر خود لازم می دانم تا جلوی تمامی اراجیف را بگیرم چون عده ای آنقدر پر رو شده اند که به خود اجازه گام نهادن بر زندگی خانوادگی بچه های سمپاد آمل را می دهند.

شاید شایان حسین زاده به خاطر کم حوصله بودن حاصر به پاک کردن پست خود شد ولی من همانی هستم که پرسال برای دفاع از حق و حقوق خویش با وکیل وارد حراست آموزش و پرورش شدم،صحبت های من سرگشاده نیست بلکه تمامی آنها خطاب به فرد یا اشخاص یا گروهی خاص است.

آقایونی که دم از فزهنگ و کلاس و پرستیژ می زنید کلاه خود را محکم نگاه دارید چون این روز ها باد دارد آبروی افرادی را دانه دانه می برد،شما هایی که در انجمن خود نمی توانید پسر و دختر را کنار هم نگه دارید،شما هایی که تنی چند از اعضای پسر مجموعه شما مزاحمت های تلفنی برای خانم های مجموعه ایجاد می کنند چطور به خود اجازه بی حرمتی می دهید؟

شمایی که در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سکنی گزیده ای در کدام فرهنگ اسلامی و غیر اسلامی آبرو بردن روا شمرده شده است؟؟آیا فکر می کنید آبرو بردن و چرند و پرند گفتن کاری دارد؟؟نه امروزه و در این دور و زمونه راحت ترین کار تمسخر و خندیدن هست که در روز های گذشته عده ای ثابت کردند این کار را خوب می توانند انجام دهند به آنها خدا قوت و احسنتم می گوییم زیرا شاید توانایی کار های سخت تر را ندارند و همیشه آسان ترین کار ها را انجام می دهند  الحق و الانصاف هم این کار را بی نقص انجام دادند جا دارد به شما ای والله انفسکم بگوییم.

شایان حسین زاده اشتباه نکرد روز همایش که به او گفته شد مجری برنامه است با کمال خلوص نیت و با عشق به انجمن و احترام به مجموعه آمد و برنامه را لنگ نگذاشت چون اگر صد بار دیگر هم به او گفته شود به خاطر ادب و احترامی که برای بچه های انجمن قائل هست او با کمال میل می آید اما گرگ هایی درپس پرده به خود اجازه بی احترامی میدهند.

آیا بنده رضا حسین زاده اشتباه کردم از کلاس های کنکور خودم زدم تا بتوانم کمکی به بچه های انجمن کنم و الا من که سر خود نیامده بودم آقای سالار با بنده تماس گرفت و من آمدم چون احترام گذاشتم ولی جواب احترام بی حرمتی است؟؟؟

برای من چند تا سوال پیش آمده آقای سلیمانی:

۱-چطور تلسکوپ مدرسه فرزانگان را آوردید؟؟؟

۲-پول تبلیغ و اطلاع رسانی را از کجا تامین کردید؟؟؟

۳-با اعتبار چه کسی برای انجمن بدون پرداخت ۱ ریال روز نمایشگاه جنس برای فروش آوردید؟؟؟

۴-زیر کدام فاکتور را امضا کردید؟؟؟

۵-مسئولیت کدام وسیله را در نمایشگاه به عهده گرفتید؟؟؟

۶-با کدام وسیله روزی ۵۰ کیلومتر را برای انجمن طی کردید؟؟؟

۷-چگونه امنیت نمایشگاه را تامین کردید؟؟؟

۸-با کدام پیشینه با فرماندهی نیروی انتظامی شهر هماهنگ بودید؟؟؟

۹-چقدر از جیب خود خرج کردید؟؟؟

۱۰-بابت کدام حادثه حاضر به تقبل مسئولیت بودید؟؟؟

۱۱-شما قبل از نمایشگاه سالن را شستید؟؟؟

۱۲-شما نمایشگاه را چیدید؟؟؟

۱۳-شما نمایشگاه را جمع و جور کردید؟؟؟

۱۴-شما اجناس را پس دادید؟؟؟

۱۵-شما بعد از اتمام نمایشگاه آن را جارو زدید؟؟؟

آقای سلیمانی کمی حق نان و نمک را نگه دارید،انسان هر چه قدر که کامل تر می شود و به مراحل بالاتری از کمال می رسد بندگی و عبودیت و فروتنی اش افزایش می یابد نه اینکه مانند یکه بزن ها یقه همه را بگیرد.

شما بهتر است به جای تلاش در جهت ارتقا سطح دانش نجوم در این مرز و بوم ابتدا به فکر ارتقا فرهنگ و ادب در خود باشی،باشد با توکل بر ایزد منان روز هایی گرم تر از روز های تابستان منتظرتان باشد.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

سجاد سالار بهرستاقی عزیزم

من و شما با هم خیلی صمیمی هستیم و همدیگر را خوب می شناسیم و از همدیگر به اندازه کافی شناخت داریم و من در این مدت به احترام سه نفر لب باز نکردم شما و امیر حسین قنبری و سرکار خانم عربی و الا من را که می شناسی به اندازه کافی از نعمت زبان برخوردارم که جواب هر شخص را در آن واحد دهم اما ادب حکم می کند در جمع مصلحت جمع را رعایت کنیم نه اینکه به فکر خودخواهی های خود باشیم. 

-------------------------------------------------------------------------------------------------------------

کامیار عزیززاده و هادی سلیمانی هم می خواهم بدانند من برای نمایشگاه کار های نهایی را انجام داده بودم تا معاون وزیر علوم را بیاورم ولی یکی از دوستانم مانع شد و گفت فردا که افتخارات نمایشگاه به نامشان نوشته شد و به تو هر چه که خواستند گفتند و تو را از انجمن هم راندند آنگاه آقای معاون نمی گوید تو چه کاره بودی؟؟؟

امروز که می بینم می فهمم چه کار به جایی کردم که به حرف های دوستم گوش کردم و گرنه آوردن مسئولین و مقامات که کاری ندارد...

--------------------------------------------------------------------------------------------------------------

اما در این بیانیه لازم می دانم این را هم خاطر نشان کنم که اگر دفعات بعد هم بی حرمتی صورت گیرد به همین بیانیه متکی نمی شویم،کسانی که مرا می شناسند می دانند چه کار هایی از دستم بر می آید.

و مکروا و مکر الله و الله خیر الماکرین

سرفراز باشی ای میهن من

یاحق.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه سوم آبان 1388ساعت 17:27  توسط Dangereza  | 

پاسخ به برخی انتقادات

به نام یگانه حیات بخش جاودان

 

با سلام خدمت دوستان گلم و همراهان صمیمی سمپاد آمل

دیروز یکی از دبیران محترم مدرسه دخترونه به من یه ایمیلی زدن که خیلی منو ناراحت کرد البته این دبیر محترم خیلی معذرت می خوام ولی وجود اینو نداشتن که حتی خودشونو معرفی کنن و شروع کردن به این وبلاگ و نویسنده هاش بد و بیراه گفتن من هم به عنوان مدیر سایت(شایان جونم دست راست منن)این حرفا اصولا تو کلم نمیره.

ایشون فرمودن چیه یه مشت بچه جمع شدین در مورد فعالیت یه کادر با سابقه تو دوتا مرکز کذب می نویسین؟؟؟

البته من منظورشون رو از کادر با تجربه زیاد خوب متوجه نشدم ولی اگر منظورتون آقای محمدی که ایشون تا پارسال یه عکس با کت مدیریتی نداشتن و بدون گزینش از بین اون همه مدیران با سابقه اومدن مدرسه ما(این بدون مصاحبه عین حرف آقای محمدی که پارسال تو کلاس ما گفتن بچه ها هم همه شاهد هستن)و کسی هم عرصه ای هم برای ایشون تنگ نکرد و اگر ما هم نقایصی رو از مدرسه در قالب طنز می گیم می خوایم مسئولین مدرسه ازدید یه دانش آموز اشکالات خودشون و عملکرداشونو ببینن.

به علاوه اصلا دوست داریم اشکالات مدرسه رو با قصد و نیت بگیم طبق فرمایش رهبر با طنز پردازان بهترین زبان انتقاد طنزه پس ما هم به کارمون ادامه می دیم زیره رهنمود های رهبر شما هم هیچ کاری نمی تونین بکنین.....

در مورد خانم باقری هم من نظر نمی دم چون اینطوری که بوش میاد ۶۰-۷۰٪ بچه های فرزانگان از شیوه مدیریتی ایشون رضایت ندارن گرچه من خدمنتشون ارادت ویژه ای دارم.

پس خواهشا از این به بعد انتقاد های سازنده بکنین نه مخرب و بی پایه و اساس

سرفراز باشی ای میهن من

در پناه حق

مدیریت سایت:رضاحسین زاده

یاحق


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم مهر 1388ساعت 7:56  توسط Dangereza  | 

کناره گیری به دلیل مسائل فنی

سلام به همه ی شما دوستای گلم

بله متاسفانه باید بگم آقای شوک امروز به دلایل شخصی دیگه نخواستن تو وبلاگ بنویسن و خوواستار لغو عضویت خودشون شدن که ما هم این کار رو کردیم و امیدواریم در هر جای ایران که قرار داره موفق و سربلند باشه.

مسئله دیگه مسئله ای است که یه آدم بی فرهنگ راه افتاده تو وبلاگ ها نظر می ذاره که آره رضا با ساغر دوسته یا با نگارین دوسته و از این حرفا خوبیش این بود که دوسناتم زود به بنده اطلاع دادند و من هم این موضوع رو پیگیری کردم دیدم بله ایشون تو وبلاگ ها از طرف من مثلا برای نگارین خانم یا ساغر خانم پیام عاشقانه می ذارن.

آخه مومن باز خوبه همه من رو می شناسن و می دونن اگه اهل این حرفا نیستم اگرم باشم کدوم عاقل میاد جار بزنه من با فلانی دوستم باور کنین این دیگه نو بر بود ولی مطمئنم این فرد می خواسته بین افراد گروه تفرقه بندازه ولی بهش می گم این گروه صمیمی تر و منطقی تر از اونی هست که با این حرفا در هم شکسته بشه و کاراش عقب بیوفته.

خوب بی خیال آدمای بی فرهنگ کم نیستن ولی از هرچه بگذریم سخن دوست نیکوست.

شنیده ها حاکی از اونه که شنبه سیاه در راهه(اعلام جواب کنکور به شنبه سیاه معروف شد) خدا خودش رحم کنه ببینیم چه گندی بالا اوردیم می شه درستش کرد یا نه؟

ولی امیدوارم جای خوبی قبول شم

به امید سربلندی ایران و ایرانی

یاحق.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 4:43  توسط   | 

نیم فصل=انتقادات=بازتاب اعتراضات...

به نام خدا

با عرض سلام خدمت تمامی بازدیدکنندگان محترم و عرض تسلیت بابت فرا رسیدن محرم الحرام،امیدوارم عزاداری تمامی شما دوستان عزیز به درگاه آقا  اباعبدالله الحسین(ع)مورد قبول واقع بشه.

یاحسین

  

و عرض تبریک به تمامی مسیحیان عزیز کشورمان به مناسبت تولد حضرت عیسی(ع) و آغاز سال نو میلادی

 

کریسمس مبارک

 

ادامه متن در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 1:42  توسط   | 

شروع امتحان در فرزانگان

سلام دوستان...

خوب امتحاناي ترم اول هم شروع شده ...

و باز هم مسئله سر وقت امتحانا...

يعني انصافا وقت واسه امتحانا تو مدرسه تيزهوشان بايد با مدارس عادي يكسان باشه؟؟

آموزش پرورش اومده يه برنامه داده ميگه از اين تاريخ تا اون تاريخ فقط امتحان بگيرين...اكثر دروس فقط يك روز وقت دارن...اين همه مطلب بايد اضافه تر از مدارس عادي بخونيم ولي در همون وقت...

امتحان ترم تاريخمونم كه قرار بود خارج برنامه بديم كه يه كم فضا وسط امتحانا باز شه...

حالا حرف آموزش پرورشو داشته باشين...

ميگه تاريخ بايد تا درس 14 بخونين..روزي كه قرار گذاشتيم امتحان ترم بديم ما درس 6 تاريخ بوديم!!!!

واقعا به قول يكي نشستن اون بالا خبر از هيچيم ندارن ميگن درس بدين تا فلان جا...

امتحان تاريخم رفت خارج برنامه ولي از اونور...يعني بعد از اينكه همه مدارس امتحاناشونو دادن ما بشينيم تاريخ بخونيم...!!!

واقعا خسته نباشن به خاطر اين همه فسفر سوزوندنشون تا اينكه برنامه هارو جور در بيارن...

فكر كنين بشينن بگن از اين تاريخ تا اون تاريخ امتحان بگيرين چقـــــــــــــــــــدر فسفر لازم داره....



+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1387ساعت 0:9  توسط   | 

فرزانگان یا شاهد پسرانه...

سلام دوستان

امیدوارم که روزای خوشی رو پشت سر گذاشته باشین

سه شنبه ی این هفته جلسه ای بود بین رئیس های شورای مدارس آمل با حضور آقای لطفی رئیس آموزش و پرورش آمل…

در ابتدای جلسه هر کدوم از نماینده ها یه کم صحبت کردن درباره خودشون و اینا از طرف مدرسه ی ما هم پویا فولاد رفته بود. بعد از این که صحبت ها تموم شد رای گیری انجام شد و پویا هم خیلی امیدوار بود (یه چندتایی رای اونجا جمع کرده بود...)

ولی عجیب ترین چیزی که اتفاق افتاد این بود که وقتی پویا درباره ساختمون فرزانگان از آقای لطفی پرسید یه جواب عجیب شنید:

آقای لطفی گفت: « به خاطر یک سری مسایل اخلاقی فرزانگان آمل نمی تونه بیاد اونجا» ! معلوم نیست چرا فقط آقای لطفی گفت به جای فرزانگان مدرسه ی شاهد پسرانه میاد و فرزانگان به یه جای دیگه میره

من نمی دونم چی بگم فقط می تونم بگم تو تمام ایران تیزهوشان پسرونه و دخترونه پیش همه ما اینو تابستونم دیدیم مدارس تیزهوشان رشت دیوار به دیوار هم هستن و بینشونم یه در هست و هیچ اتفاقی نمی افته و جالب تر اینه که تیزهوشان رشت یکی از بهترین مراکز سمپاد سراسر کشوره و نفر اول کنکور از رشت بود و گروه روباتیک رشت در کشور مقام اول رو کسب کرد.

من می خوام بگم بهتره مسئولین کمی هم به ما اعتماد داشته باشن چون امسال ما واقعا با مشکل کمبود معلم درگیر بودیم و معلم های خوبی رو فقط به خاطر دور بودن دو مدرسه از دست دادیم .

از مسئولین محترم خواهش می کنم که به ما اعنماد کنن مطمئنا بچه های سمپاد به خوبی جواب این امتحان رو خواهند داد...

به نظر شما حق بچه های فرزانگان نیست ؟؟؟

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آذر 1387ساعت 14:7  توسط   | 

باز هم اعتراض...

سلام بچه ها چطورین ؟

بالاخره معلم حسابان ما معرفی شد... اونم کی؟ جواد آپیک !!!

من از همین جا به همه بچه های 302 تسلیت می گم امیدوارم هر چه زودتر وقتا رو از بردیده بگیرین که امیدی به قبول شدن تو دانشگاه داشته باشین...

من نمی دونم کی این دبیرو انتخاب کرده ولی باید بگم که آقای آپیک خودش اعلام آمادگی کرده واسه حسابان ما آخه آدم انقدر... ( دقیقا همین شکلیه )

یکی اینو عوضش کنــــــــــــــه

+ نوشته شده در  شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 14:24  توسط   | 

اعتراض

سلام ...
درمورد اعتراض يه چيزايي بايد عرض كنم ...
بچه ها اگه واقعا دوست دارين بريم مدرسه جديد خودمون نبايد بذاريم حقمونو بخورن..
اين همه سال وعده وعيد دادن بهمون حالا كه داره تموم ميشه كارش ميگن مال يه مدرسه ديگه است.. خداييش اين انصافه؟
بايد از حقمون دفاع كنيم...
خودتون ميدونين درس خوندن تو اين مدرسه اي كه الان توشيم واقعا سخته به دلايل مختلف..
1-محيط واقعا نامناسب از نظر سكنه
2-وجود كارخونه و ايجاد سروصداي زياد (واقعا بعضي وقتا ما كه ته كلاس ميشينيم صداي معلمو نميشنويم...)
3-قديمي شدن ساختمون و كوچيك بودن كلاس ها
همون 2تا مشكل اولي خودش دليل محكميه براي اينكه جامونو تغيير بدن...
به اصطلاح اسممونو گذاشتن تيزهوش... تيزهوشي كه نتونه تو شرايط خوبي باشه چطوري بايد پرورش بده ذهن و هوششون؟
به نظر من بايد همهمون با خانواده هامون بريم آموزش پرورش ..
اگه حاضرين يه روزي رو تو ايام مدرسه انتخاب ميكنيم خانواده هامونو ميفرستيم آموزش و پرورش تا از حقمون دفاع كنن...
روز مورد نظر رو تو مدرسه انتخاب ميكنيم ...
نظرتونو بگين.. فقط خواهشا نياين نگين مدرسه الانمون فلانه بهمانه..اين مشكلاتو همه مون ميدونيم.. فقط بگين پايه اين اعتراض هستين يا نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم شهریور 1387ساعت 17:54  توسط   | 

داستان ساختمان فرزانگان

یه خبر عجیب
امروز تو مدرسه از آقای نصیریان پرسیدم بابا بالاخره این خواهرای ما کی میان؟!
صورتشو یه جوری کردو گفت این ساختمونو نمی دن به فرزانگان!!!
منم پرسیدم یعنی چی آخه؟ اونم گفت نمی شه دیگه...
من پرسیدم پس چیکارش می کنن؟ اونم گفت چه میدونم یه مدرسه مثل شاهد میاد اینجا...
من هاج و واج مونده بودم نمی دونم فقط وظیفه خودم دونستم به همتون بگم خواهش می کنم تو قسمت نظرات اعتراض خودتونو نشون بدین فکر می کنم این ساختمون حق بچه های فرزانگان باشه...

اعتراض...

+ نوشته شده در  یکشنبه سوم شهریور 1387ساعت 17:42  توسط   |