تبليغاتX
™ ( (سمپاد آمل) ) ™ ™ ( (سمپاد آمل) ) ™
نويسنده : Dangereza - ساعت 18:42 روز چهارشنبه بیستم آبان 1388

به نام همبشه یگانه بی همتا

با عرض سلام و خسته نباشید خدمت تمامی شما بازدیدکنندگان محترم سمپاد آمل

امروز وقتی تلویزیون داشت مسابقه والیبال تیم های بانک کشاورزی-کاله آمل رو نشون می داد نمی دونم چی شد نا خداگاه یا اول مهر پارسال و اتفاقات جالبش افتادم.

قضیه از این قرار بود که ما هر زنگ تفریح تو حیاط مرکز والیبال می کردیم و کلی هم بچه ها دور زمین جمع می شدن و با تشویق خلاصه به بازی هیجان خاصی می دادن...

بــــــــــــــله دیگه مثل هر زنگ بازی ما هم تو زنگ دوم چون همه شور رو شوق خاصی دارن و یه خورده هیجانشون تو این زنگ بیشتره شروع شد اکثرا بچه های ۴۰۱ و ۴۰۲ با هم بازی می کردن،ما (۴۰۱) تو این زنگ بالا بودیم و ۴۰۲ پایین بازی می کرد اواسط بازی بودیم که چند باری هم تا اون لحظه موقع اسپک و بازی به این بچه های اطراف هم برخورد کرده بودیم و گاهی اوقاتم یه درگیری هایی هم پیش می اومد بچه های ۴۰۲ امیر حسین قنبری بود که جاتون خالی یه اسپک خیلی خوشگل زد (چـــــیه آره دیگه امیر حسین قنبری حاسب دیگه،چرا تعجب کردین؟؟،آره بـــــابــــــا خودشه،آهان آره دیگه به جز نجــــــــــــوم والیــــــــــبالم بلــــــــــده !!!!) خورد به سر یکی از این بچه های اول دوم راهنمایی که مدیرم از اون بالا داشت می دید!!!(چیه مگه؟؟ ببینه اصلا بهتر!! بازیه دیگه،چی کار کنیم نمی تونیم توپ رو قل بدیم ،والیباله دیگه!!!!!)

بعد دیگه نوبتیم بوده باشه نوبت ما بود یه اسپک توپ بزنیم با یه پاس خوشگل بابک اسدی (مهندس بابک اسدی...آره دیگه بابا داره مهندسی عمران می خونه شده مهندس الآن دیگه....)یه اسپک زد و خوابید و رفت زیره پای این ناظم جدیده که نمی دونم اسمش چیه؟(بچه ها راهنمایی کنین؟؟)بابک هم بدو بدو رفت و زدش رو شونشو...از اینجا به بعد به زبون خود بابک:...

-داداش؟؟....داداش؟؟

-بله آقا

-توپه کِجه وَینی؟؟

-آقای مدیر گفتن توپو جمع کنم...

-آقای مدیر لطف هاکرده وشوونه جا کاری نایمه توپه چه وَینی؟؟

-توپ ماله مدرسست دیگه دارم می برم..

-کی باته؟؟...این توپ امِشه ..اموال شخصیه بل بیه..

-اِ...مال شماست..بله بفرمایید ولی فقط دیگه بازی نکنین

-خا با شه اسا توپه بل بیه

حالا فکر کنین با ناظم جدید شروع کرده بود این طوری صحبت  اونم به زبون محلی بیچاره این ناطم دیگه تا آخر سال بعد از این موضوع دیگه سمت پیش دانشگاهی نیومد.

بله دیگه حیفم اومد واستون این خاطره که یادم اومد رو نگم

شاد و موفق و پیروز باشید

سرفراز باشی ای میهن من

یاحق.


نويسنده : Snork - ساعت 20:38 روز یکشنبه دوازدهم مهر 1388
اقای هیلبرت صاحب تنها هتل یک شهر توریستی عجیب بود! شهری که همه چیز ان غیر عادی بود درست مثل هتل خود اقای هیلبرت.هتل هیلبرت هتلی بود که به اندازه ی تمام اعداد طبیعی اتاق داشت.یعنی به ازای هر عدد طبیعی n اتاقی با شماره ی n داشت.

۱-اواسط تابستان - وقتی که تعداد زیادی توریست به شهر امده بودند - هتل هیلبرت کاملا پر شده بود.به طوری که در هر اتاق ان دست کم یک مسافر ساکن شده بود.همه چیز بر وفق مراد بود.مشتریان زیاد و در امد قابل توجه. اما پر بودن هتل دردسر هایی هم داشت: درست در شرایطی که تمام اتاق های هتل پر شده بود یک بازرس اتحادیه ی هتل داران برای بازرسی شرایط و امکانات هتل هیلبرت وارد شد! بازرس باید چند روزی در هتل اقامت می کرد. و با سر کشی به امکانات هتل گزارش خود را تنظیم می کرد.اما در اثر سهل انگاری مسئول پذیرش هتل همه ی اتاق ها اجاره داده شده بود.و حتی یک اتاق هم برای اقامت بازرس خالی نبود.کارکنان هتل مانده بودند که چه کنند. راهی وجود دارد که بدون اخراج هیچ مسافری و حد اکثر با جابجایی مسافران, یک اتاق خالی برای بازرس پیدا کنند؟

۲- پس از مدتی پسر عمو اقای هیلبرت دومین هتل این شهر عجیب را راه انداخت. هتلی که درست مثل هتل هیلبرت به اندازه ی تمام اعدا طبیعی اتاق داشت. کار و بار هر دوی انها به خوبی پیش می رفت و تابستان سال بعد هر دو هتل پر از مشتری بود.بدون حتی یک اتاق خالی اما باز هم مشکلاتی در راه بود.

هتل هیلبرت در مقایسه با هتل جدید بسیار فرسوده بود و هر روز جایی از ان نیاز به تعمیر داشت.کم کم سر و صدای مشتریان هتل هم بلند شده بود.بنابراین اقای هیلبرت چاره ای نداشت جز این که همه ی مسافران هتلش را برای مدتی به هتل پسر عمویش بفرستد. و در این مدت دست به کار تعمیراتی اساسی برای باز سازی هتل خود شود. اما چگونه این کار ممکن بود در حالی که هم هتل اقای هیلبرت کاملا پر بود و هم هتل پسر عمویش؟

۳- مدتی بعد اقای هیلبرت و پسر عمویش هتل هایشان را تخریب کردند و به جای انها یک هتل زیبا تر و عجیب تر ساختند هتلی که درست به اندازه ی تمام اعداد طبیعی در بالای طبقه ی هم کف خود طبقه داشت و در هر طبقه هم درست به اندازه ی تمام اعداد طبیعی اتاق. البته این بار تصمیم گرفتند برای پیش گیری از مشکلات احتمالی همیشه تمام طبقه ی هم کف را خالی نگه دارند در یکی از روز هایی که تمام اتاق های طبقات بالای هم کف پر بودند . هتل جدید اتش گرفت. اقای هیلبرت و پسر عمویش فورا دست به کار شدند و نیرو های امداد را خبر کردند اتش خاموش شد و اسیب جانی به کسی نرسید. اما همه ی طبقات هتل به جز طبقه ی هم کف در اتش سوختند. و پسر عمو ها ماندند و این همه مسافر که باید جایی برای اقامت انها پیدا می کردند . می توان همه ی مسافر ها را در طبقه ی هم کف جا داد؟

در اخر باید بگم فقط افرادی می تونن این سوال رو حل کنن که(مثل خودم) درک خوبی از بی نهایت ریاضی داشته باشن و فرق اون رو با بی نهایت فیزیک تشخیص بدن.

هر کی حل کرد جواب رو بنویسه شاید جایزه بدم.

در ضمن هر کی دوست داره عکس هتل هیلبرت ۳ رو ببینه پسر ها به خودم مراجعه کنن و دختر ها هم به خانوم رمضانی (دوم ریاضی فرزانگان) مراجعه کنن.

به امید ایرانی سبز 

بای.


نويسنده : Snork - ساعت 20:53 روز شنبه یازدهم مهر 1388
نگاهی به قوانین مورفی

 

یاد آوری قوانین مورفی تسکین دهنده ی بد بیاری ها و بد شانسی هاست. قانون مورفی در سال ۱۹۴۹ در پایگاه نیروی هوایی ادوارز شکل گرفت. مورفی مهندس هوافضا بود(آخ) که روی یک پروژه کار می کرد. در یکی از سخت ترین آزمایش های پروژه (آخ) یک تکنسین خنگ تمام سیم ها را بر عکس وصل کرد و آزمایش خراب شد. مورفی درباره ی این تکنسین گفت: « اگه یه راه برای خراب کردن چیزی وجود داشته باشه او همون یه راه رو پیدا می کنه» . و این اولین قانون مورفی بود. قوانین مورفی ابتدا در فرهنگ مهندسین (آخ) رواج پیدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پیدا کرد. بعدا قوانین دیگری هم بعد از کسب رتبه لازم از بنیاد مورفی در زمره ی قوانین اصلی قرار گرفتند.(آخ)

حالا قوانین مورفی و قوانین استنباط شده از آن ها

 

* اگر در توده ای یا کپه ای به دنبال چیزی بگردی چیز مورد نظر حتما در ته توده قرار دارد.

* هیچ کاری ان طور که به نظر می رسد ساده نیست.(آخ)

* وقتی در ترافیک گیر کرده ای لاینی که تو در ان هستی دیر تر راه می افتد.

* هر کاری دو برابر ان چه باید وقت می برد. مگر ان که ان کار ساده به نظر برسد که در ان صورت سه برابر وقت می برد.

* هر چیزی(آخ) که بتواند خراب شود خراب می شود ان هم در بد ترین زمان ممکن.

* اگر چیزی را مقاوم در برابر حماقت احمق ها بسازی احمق باهوش تری پیدا می شود و کارت را خراب می کند.

*در صورتی که شانس انجام درست یک کار پنجاه در صد باشد احتمال غلط انجام دادن ان(آخ) نود در صد است.

* وسایل نقلیه اعم از اتوبوس و قطار و هواپیما و ... همیشه دیر تر از موعد حرکت می کنند مگر ان که شما دیر برسید. در ان صورت درست سر وقت رفته اند.

* اگر به نظر می رسد(آخ) همه ی چیز ها خوب پیش می روند حتما چیزی را از قلم انداخته ای.

* احتمال بد پیش رفتن کار ها نسبت مستقیم با اهمیت ان ها دارد.

* هر وقت خودت را برای انجام دادن کاری اماده کرده ای ناچار می شوی اول کار دیگری را انجام دهی.(آخ)

* اشیای قیمتی اگر سقوط کنند به مکان های غیر قابل دسترس مثل کانال آب یا دستگاه زباله خردکن (ان هم در حالی که روشن است) می افتند.

* مادر همیشه راه بهتری برای انجام کارتان پیشنهاد می کند البته بعد از این که کار را به سختی انجام داده باشید.

* هر چه بیشتر(آخ) سعی کنید چیزی را از مادرتان پنهان کنید او یشتر به وب کم (web cam) شبیه می شود.

* ۸۰ ٪ امتحانات پایان ترم بر اساس کلاسی است که در ان غایب بوده اید.

* وقتی قبل از امتحانات نکات را مرور می کنی مهم ترین شان نا خوانا ترینشان است.

 

<<---!!! بقیــــــــــه متن در ادامــــــــــــه مطلــــــــب !!!--->>

 


نويسنده : Dangereza - ساعت 12:58 روز پنجشنبه نهم مهر 1388

بسم رب الشهدا و الصدیقین

 

با سلام خدمت تمامی شما بازدیدکنندگان  محترم

امروز که داشتم ایمیلم رو چک می کردم دیدم از یکی از دوستام که تو تبریز دانشجو هست یه ایمیل بهم رسیده وقتی بازش کردم و تا تهش خوندم اصلا دلم نیومد این مطلب رو تو پیج اصلی نذارم و شما دوستان خوبم هم از این مطلب استفاده نکنین پس توجهتون رو به این مطلب جلب می کنم:

تفاوت عشق و هوس

 

1 – عشق معطوف به غير از خود است. در حاليكه محور هوس خود فرد و لذت اوست. جملات زير را مقايسه كنيد:
- ( من) دوستت دارم
- ( من) برات مي ميرم                                                                                      
- (براي من) هيچكس مثل تو نميشه
- ( من ) هميشه به فكر توام
-( من) را فراموش نكن
- ( من ) از تو رنجيدم
در حاليكه در عشق، توجه به حالتها و لذتهاي خود نيست. و خواست و شرايط معشوق جايگزين خودخواهي فرد مي شود.
جمله معشوق است و عاشق پرده اي
زنده معشوق است و عاشق مرده اي
2 – هوس پاسخ به يك نياز جسماني و رواني است، مثل نياز به آب، نياز به اكسيژن ، نياز به غذا. ولي عشق فراتر از يك چنين نيازي هست. عشق فراهم آورنده رشد و خودشكوفايي فرد است. لذا فردعاشق خود را خوار نمي كند، كوچك نمي كند. عشق عزت و احترام دارد و اين احترام از روي بي نيازي و بزرگي عشق حاصل مي شود. شايد در فيلم ها ديده و شنيده باشيد كه فردي مي گويد« من عشق را گدايي نمي كنم».
هر چه جز عشقست، شد ماكولِ[1] عشق
دو جهان يك دانه پيش نَولِ[2] عشق
دانه يي مر مرغ را هرگز خورَد؟
كاهدان مر اسب را هرگز چَرَد[3]؟

<<<بقیـــــــــــه متــــــــــن در ادامـــــــــــــه مطلــــــــب>>>


۱-اوبا سر بزرگ متولد شد

 

وقتی انیشتن به دنیا آمد او خیلی چاق بود و سرش خیلی بزرگ تا آنجایی كه مادر وی تصور می كرد، فرزندش ناقص است،اما او بعد از چند ماه سر و بدن او به اندازه های طبیعی بازگشت.

۲-حافظه اش به خوبی آنچه تصور می شود، نبود


مطمئنا انیشتن می توانسته كتابهای مملو از فرمول و قوانین را حفظ كند،اما برای به یاد آوری چیز های معمولی واقعا حافظه ضعیفی داشته است. او یكی از بدترین اشخاص در به یاد آوردن سالروز تولد عزیزان بود و عذر و بهانه اش برای این فراموشكاری، مختص دانستن آن [تولد ]برای بچه های كوچك بود.


۳-او ازداستانهای علمی-تخیلی متنفر بود

انیشتن از داستانهای تخیلی بیزار بود. زیرا كه احساس می كرد ،آنها باعث تغییر درك عامه مردم ازعلم می شوند و در عوض به آنها توهم باطلی از چیز هایی كه حقیقتا نمی توانند اتفاق بیفتند میدهد.
به بیان او "من هرگزدر مورد آینده فكر نمی كنم،زیراكه آن به زودی می آید. به این دلیل او احساس می كرد كسانی كه بطور مثال بشقاب پرنده ها را می بین�`ند باید تجربه هایشان را برای خود نگه دارند.

<---!!! بقیـــــه متـــــن در ادامـــــــه مطلـــــب!!!--->


|




sampad-amol

Sampad Group

sampad-amol

http://sampad-amol.blogfa.com

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

با عرض سلام
سمپاد گروپ ورود شما را خیر مقدم می گوید.
این وبلاگ زیر نظر مستقیم نهاد ریاست جمهوری و وزارت ارشاد و وب سایت سازماندهی آدرس های اینترنتی می باشد و هیچ وابستگی به هر سازمان یا ارگان با جناح ندارد و زیر نظر قوانین جرم های اینترنتی جمهوری اسلامی ایران در حال فعالیت است.
لحظات خوشی را در این سایت برایتان آرزومندیم.
موفق و پیروز و سربلند باشید.
یاحق.
سمپاد گروپ وبسایت رسمی دبیرستان های شهید بهشتی و فرزانگان آمل

™ ( (سمپاد آمل) ) ™

قالب بلاگفا

قالب پرشين بلاگ

قالب وبلاگ

Free Template Blog