آن مرغ خوشدلی که تو دیدی پرید و رفت
((طالب آملی))
------------------------
آن روزگار کو که مرا یار؛ یار بود
دل بر کنار از این غم و او در کنار بود-
-----------------------------
امشب ز پشت ابر ها بیرون نیامد ماه
بشکن قرق را ماه من بیرون بیا امشب
((محمد علی بهمنی))
-------------------------------
سلام دوستای گلم..
آخییییییییییییییییییییییییییییش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
بالاخره تموم شد....
بیخیال خوب و بدش ...مهم اینه که تموم شد و ما راحت شدیم...راحت شدیم تا هر روز هراز...هر روز یاهو مسنجر...هر روز حال...خدااااااااااااااااا شکرت...
به ممس...رضا...و خودم خسته نباشید میگم...تو این گرما و تو اون سرما درس خوندن...وای....زمستون صبح کله سحر بیدار شی و برا اینکه خوابت نبره بری تو تراس و از سرما بلرزی و درس بخونی...چقدر سخت و مزخرف بود...
دلم براتون تنگ شده بود...
راستش این مدت روزهای خیلی خوبی نبود...
کنکور...استرس...مشکلات شخصی...دلتنگیهای همیشگی و بی دلیل...رفتن دوست فراموش نشدنیم آرمین...ای وااای
وای آرمین...خیلی دلم براش تنگ میشه...
هرچند همدیگه رو میبینیم (با وب کم ) ولی از حالا که هنوز نرفته دلتنگشم...
چه روزایی داشتیم...
مطمئنم هر وقت یاد کنکور بیفتم آرمین هم هست...با اون تولد...با اون گوسفندیار...با اون جعبه ها...با اون کیک مورد دار......واااااااااااااااااااااااااااااااااااای!!!!آرمین
از هر چی بگذریم مهم نی مهم اینه که از کنکور گذشتیم...
یه تابستون داغ و پر انرژی..!!!!!!!!!!!!!!!!( البت کم کالری که وزن کم کنم)....رضا جان که پریشب ثابت کردن خیال نداره دور خدا متر شکمشونو کم کنن...از بس عینه قحطی زده ها کیک میخورد....
راستش حرف زیادی برا گفتن ندارم فقط خواستم بهتون سلام کنم و بخوام برام دعا کنین و باز مثل همیشه بگم :
دوستتون دارم...
شایان...
---------------------------------------------------------------------------------------------
فرسود پای خود راچشمم براه دور
تا حرف من پذیرد آخر که زندگی
رنگ خیال بر رخ تصویر خواب بود
دل را به رنج هجر سپردم ولی چه سود
پایان شام شکوه ام
صبح عتاب بود
چشمم نخورد آب از این عمر پر شکست
این خانه را تمامی پی روی آب بود.
سهراب سپهری



