خیلی خوشحالم که از امروز در خدمت شما عزیزان هستم!!!![]()
شاید شما هم با دیدن اسم من تعجب کرده باشین (شاید هم نه!)ولی این اسم ماجرا داره :
ماجرا از این قراره که من بخاطر یه سری دلایل شخصی و غیر شخصی فعلا با اسم مستعار(با اجازه بزرگتر ها...)کار می کنم...اما من ... :
من از بچه های پیش امسال هستم که کلاسهای مدرسمون هم شروع شده و به خاطر اینکه تو تابستون امسال سمپاد آمل یه وقت متروکه نشه خدمت رسیدم نه!!!!!!!!!!![]()
![]()
به خاطر نفوذ زیادم و یه جورایی حضور زیادم در مدرسه از اخبارات های !!!
زیادی خبر دارم!!!(کلا خیلی با عمو جلال و آقای محمدی مچیم ...)(خواهشمندم منو با رییس انجمن اسلامی مدرسه ما اشتباه نگیرین که کلامون میره تو هم و حالم به هم میخوره...)
و لذا(بیاد آقای نورا...پور دبیر زیست راهنمایی) من اومدم....
میدونی چیه ؟(اینم به یاد دبیر احسانی)اگه اجازه بدین اسمم بشه فروهر (farvahar) پس مینویسیم شوک میخونیم فروهر!!!
بعدشم که دیگه چی بگم که حالمون کم کم یه نمه دیگه هی جا بیاد دیگه!!!!۱
از شوخی گذشته خیلی خوشحالم در کنار شما هستم و ازتون خواهش می کنم برا کنکور سال بعدم دعا کنین![]()
![]()
![]()
متاسفم که نمی تونم بیشتر خودمو معرفی کنم چون شناسایی میشم![]()
![]()
![]()
![]()
با اجازتون با یه شعر از سهراب عزیز اولین پستمو تموم می کنم :
در دل من چیزیست...
مثل یک بیشه نور مثل خواب دم صبح
وچنان بیتابم که دلم میخواهد
بدوم تا ته دشت بروم تا سر کوه
دور ها آواییست که مرا می خواند...
خیلی دوستتون دارم...
ارادتمند : فروهر (شوک)



