بازم سلام![]()
در ادامه ی خاطرات نمایشگاه به درخواست یکی از دوستان تصمیم دارم اشاره ای به موضوع بی سیم داشته باشم
:
خب ،،، بله ،،، بازم آقا رضا {نصف خاطرات نمایشگاه مربوط به ایشون بود!!!
}
از اونجایی که بای موارد امنیتی نیاز بود که بچه های امنیت با هم در ارتباط باشن ،،، ما اونجا چند تا بی سیم داشتیم ( خَله باکلاس بیمی ![]()
!!) و بازم از اونجایی که یکی ، دوتا از این بی سیما دست جناب آقای حسین زاده بود ،،، بدیهی بود که اتفاقات غیر منتظره ای بیوفته
،،، به طور مثال شما در غرفه خودتون گرم توضیح دادن مباحث جذاب نجومی هستید ! که یکدفعـــــــــه وسط توضیحات گرانبهاتون ![]()
،،، آهنگ فوتبالیستاااااااااا
پخش می شه و شما هم هر چی دنبال منبع صدا می گردین پیداش نمی کنین
،،، اما،،، و اماپس از ریشه یابی گروه ، منبع صدا رو پیدا کردیم که دیدیم آقا رضا از فرط بی کاری گوشی تلفن همراه (!)شونو گذاشته جلوی بی سیم و در حال پخش آهنگه!!!
و این آهنگ داره تو غرفه های پخش می شه !!!![]()
به ،،، به ،،، فیض بردیم !!!![]()
و یا صحبت کردن آقا رضا و جناب قنبری نیاکی با بی سیم که باس تا شعاع 100متری شون کسی نباشه و گرنه به دلیل به کاربردن کلمات بیـب چهرتون شطرنجی می شه !!!![]()
هنوز مونده ! ،،، بله به قول یکی از دبیر ریاضی سال اولمون که خیلی ارادت داریم بهشون
این نهضت ادامه دارد !![]()
حالا قسمت جالبش ، مربوط می شه به فیلمبردار فعال گروه و همکار بنده !
بدلیل نامساعد بودن هوا ، گرفتن تصویر سیاره ها با تلسکوپ واسه بچه ها خیلی سخت شده بود و در واقع نمی شد رصد کرد ،،، که هر چی گفتیم بابا اون دکل و ... !! اوهوم ![]()
بله می گفتم ،،، اما احتمال 20 % می رفت که بشه رصد کرد ( این درصدام داستان داره واسه خودش !
) واسه همینممردم تو حیاط ارشاد منتظر بودن تلسکوپم روی بوم ساختمون بود و بچه ها سعی می کردن با اون تصویرو بگیرن و اونو رو پرده نمایش بدن ،،، در همین حال بود که به این نتیجه رسیدن باس کلا بیخیال رصد بشن ! ،،، آقا رضا هم با اون بی سیم معروفس تو حیاط بود و اخویی فیلمبردار ماهم اون بی سیم دستش بود بالا کنار تلسکوپ بود
و می خواست به آقا رضا بگه : رضا جان ! یه لطفی بکن حواست به مردم باشه ازشون پذیرایی کن که یه موقع خسته نشن منم الان میام پایین
،،،،،،،، که بجای اینکه جمله ای به این بلندی رو بگه کل جمله رو خلاصه کرد و بی سیمو گرفت و گفت : رضا مردمو اون پایین سرگرم کن تا من بیام !!!!!!!!
بله دیگه ،،، باید حرفای بچه های انجمنو طلا گرفت ،،، بس که جملاتو واضح و رسا به مردم انتقال می دن !!!
خب اینم از داستان بی سیم جادویی !
و این داستان ها ادامه دارند ...![]()



